تبليغاتX
سفري به ديار يار - خاطرات روز سوم-3 ، و دیگر هیچ....
شرح خاطرات عمره ي دانشجويي 87
 

بعد از دعا ها ، نماز جمعه اقامه شد که دو رکعت بود. خانم بغل دستی ام بهم گفت که باید نمازظهر و عصر  را خودمان بخوانیم . پس بلند شدم و نماز ظهر و عصر را خواندم .

قبل از نماز مشغول دعا خواندن شدم ولی خستگی واقعا بر من غلبه کرده بود. و چشمهایم مرتبا بسته می شد ! چند تا چوب کبریت احتیاج بود! دلم می خواست دراز بکشم ولی نمیشد.

 ظهر همه از مسجد میزنند بیرون .تا به حال چنین جمعیتی ندیده ام . آن هم مرد های عرب،  که مجبور بودیم از بینشان عبور کنیم . بعضی از مرد ها کفش پایشان نیست و من مانده ام که اینها پایشان در این زمین داغ نمی سوزه ؟

 

نهارخورش سبزی داریم . این روزها هرچی بهمان دادند مارک عربی داشته و تنها چیزی که ایرانی بوده ، پنیر کاله آمل بود که خوشمزه هم بود. البته چند روز بعد کره و عسل هم اضافه شد.

بعد از ظهر طبق معمول با کاروان ، می رویم بقیع و بچه ها در حرم ، کلی عکس میگیرند. برای اولین و آخرین بار موفق میشوم قبر 4 امام (ع) را ببینم .آن هم به زحمت . به زور پشت یکی از پنجره ها می روم و اینور و آنور را نگاه میکنم. یکی از خانمها قبر چهارمعصوم (ع) با هزار اشاره  و  آدرس نشانم می دهد . جایی که نگهبان های زیادی ایستاده اند و ظاهرا مردها اجازه نزدیک شدن به آنجا را هم ندارند و اگر اشتباه نکنم 4 تکه سنگ عمودی و یک تکه سنگ نیم دایره  و دیگر هیچ .

  فکر می کردم مکانش دورتراز این حرفا باشه.   آخرش خانمه می پرسد: دیدی؟ سرم را به علامت مثبت تکان می دهم و می گویم آره . انگار کشف بزرگی کرده باشم . خیلی خوشحالم . در همان زمان چند تا دختر هم از من جای قبرها را سوال میکنند و این منم که برایشان تشریح می کنم!

 پشت همه ی پنجره ها چند تا شرطه کلاه قرمزی! قرار دارند که به ارشاد ملت و خانم ها مشغولند! یکی شان که کلا داغ تر از بقیه بود ،می آمد جلوی پنجره هایی که شلوغ بود و با لهجه ی غلیظ عربی به فارسی حرف میزد آن هم تند تند . من که هرچی دقت کردم چیز زیادی متوجه نشدم .فقط فهمیدم که می گفت : پیامبر بت نمی پرستیدو از این حرفا . این کارش حداقل دو فایده داشت.  اول اینکه اونهایی که بدشان می آمد زود متفرق می شدند . دوم اینکه یک سری از حاجی ها به حرفش گوش میدادند و چون اطلاعات قوی و دقیقی هم نداشتند ، حتی تا حدودی هم متقاعد می شدند.

 

نکات و توصیه ها :

 1- قبل از سفریک کتابچه  که دربردارنده ی  تصاویر و نقشه های مکانهای مدینه و مکه بود ، به همه ی عمره گذاران دختر،  داده شد. در این کتابچه نقشه ی بقیع هم قرار داشت. بهتر از قبل از سفر به مکان دفن امامان و سایر معصومین (ع) و صحابه  کاملا دقت کنید تا وقتی به بقیع رفتید در دفعه ی اول مثل من گیج نشوید و بتوانید سریع قبور معصومین (ع) و دیگران را شناسایی کنید!

 2- با شرطه ها بحث نکنید. همین هایی که پشت پنجره های بقیع می ایستند مثل ضبط صوت ، فقط یک سری چیزهایی را که خودشان هم کاملا نمی فهمند ، تکرار میکنند. وقابل قانع شدن !هم نیستند . پس بی خیال ارشاد شان شوید. فقط اگر دوست داشتید یک بار ،  به حرفهایشان گوش دهید ودر مورد سوالاتی که برایتان پیش آمده ،  تحقیق و پرس و جو کنید. گفتم یک بار، چرا؟ چون وقتی می ایستید و گوش می دید ، طرف ذوق میکنه که بالاخره یه شنونده ای پیدا شده ! و............... دیگه خیلی پررو میشن !

 

ykbvetzg31kfttb82jvg.jpg

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 22:56  توسط بهناز  |