|
|
|
|
|
در تاریخ 5 آذر ماه 87 ، مراسم قرعه کشی عمره ی دانشجویی 88 در سراسر دانشگاهها انجام شد . در دانشگاه ما هم این مراسم برگزار شد تا گروه بعدی که حدود 100 نفر بودند ، برای عمره ی دانشجویی انتخاب شوند . من هم از زمانی که اسمم برای عمره در آمد ، تصمیم گرفتم هرسال در این مراسم شرکت کنم و این خاطره ی خوب و روز قشنگ را برای خودم زنده نگه دارم . البته مکه که بودم به خدا میگفتم خدایا آخه به چه امیدی در مراسم قرعه کشی سال بعد باشم ؟ خدایا اصلا طاقت میارم آنجا بمونم در حالی که اصلا قرار نیست اسمم خوانده بشه . در این روز با دنیا – همکلاسی ام – راهی سالن شهید چمران دانشکده شدیم و با جمعیت زیادی که جلوی در بودند ، داخل رفتیم . در این میان تعدادی از پسر ها که از سالن خارج شده بودند در داخل جمعیت گیر کردند ، یکی شان گفت : خیلی ها حاجی میشوند ولی مهم اینه که آدم بشی . یکی از دختر ها جوابش داد و تیکه پرونی شان ادامه پیدا کرد ولی خداییش این حرفش خیلی قشنگ بود . خلاصه داخل سالن کنار دنیا نشستم . بچه ها دل توی دلشان نبود . چند دقیقه نگذشت که اشک من هم راه افتاد ....بابا بذار مراسم شروع شه بعد گریه کن ! ولی مگه میشد ؟ کلیپی پخش کردند که کل یوم اشک همه ی دخترها رو دراورد ! من که دیگه جای خود داشتم ....وای ...کلیپ از لحظه ی شروع سفر بود و سوار ماشین شدن دانشجویان و رسیدنشان به فرودگاه و پرواز و تا آخر که از مکه بر می گشتند ..... دقیقا همه ی اون چیزایی که در آنجا دیدیم و تجربه کردیم را نشان می داد ...... قصد دارم فیلمش را از آقای مختاری بگیرم .
ادامه دارد... |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1387ساعت 19:50 توسط بهناز
|
|
||