|
|
|
|
|
از دانشگاه می آیم و هنوز لباسهایم را در نیاورده ، پشت کامپیوتر میشینم و بوق مودم و .......دل توی دلم نیست .... سایت تولدی نو ...آدرس را وارد می کنم و منتظر بالا آمدنش میشوم . سایت بالا می آید ولی زهی خیال باطل ....هیچ خبری نیست ....
چند ساعت بعد در حالی که به شبکه وصلم ، یکدفعه فکری به ذهنم میرسد . زود از طریق گوگل کلیدواژه ی ( اسامی برندگان جشنواره ی تولدی نو ) را وارد میکنم و بعد از چند جست و جوی کوچک به همان چیزی که می خواستم میرسم . چند دقیقه ی بعد آه از نهادم بر می آید وسرم را میان دستانم می گیرم و اشک و..... فقط لحظه ی خداحافظی از کعبه جلوی چشمم میاید ...
جشنواره ی چهارم تولدی نو هم برگزار شد و در آخر اسامی برگزیدگان هم اعلام شد. من هم از طرف خودم به تمام برگزیدگان این جشنواره تبریک میگم و امیدوارم آنهایی که من را می شناسند ، در مدینه و مکه یادی هم از این حقیر بکنند. در رشته ی وبلاگ نویسی انصافا کسانی برنده شدند که به نظرم تا حد زیادی حقشان بود .(گرچه وبلاگهایی را جزو برگزیدگان می دانستم ،ولی نشد.) همه ی آنها را میشناختم و بارها به وبلاگهایشان سرزده بودم . ما که بخیل نیستیم . ان شالله مبارکشان باشد .
و اما وبلاگ من .... (سفری به دیار یار ) هنوز هم بر اساس نوشتن خاطرات حج و بیان نکات لازم برای زائران دوره ی بعدی ، فعالیتش را انجام میدهد . گرچه دودوره وقفه ی طولانی بین آپ کردن مطالب افتاد که از این بابت از خوانندگان معذرت میخوام . در مدت 7 ماهه ی فعالیت این وبلاگ ، خیلی از دوستان عمره گزار و دانشجو و سایر دوستان خوبم ، لطف کردند و مطالبم را خواندند و نظرهای مفیدی گذاشتند که از همه ی آنها مخصوصا وبلاگ های زیر صمیمانه تشکر میکنم : عمره فقط دانشجویی - اولین وبلاگ عمره که قبل از اعزام پیدا کردم و تا آخر عمر ازش ممنونم . واسه کسی که نمیاد – دوست خوبی که در مسائل متنی و فنی و ظاهری وبلاگ، خیلی بهم کمک کرد. دیار یار - وبلاگ هم اسم من ! دلنوشته ها – به زودی حاجی میشود ! قرار شبانه – نمی دونم چرا آبمون توی یه جوب نرفت ! سرگشته – نخبه و پر از گزارش های سفر نخبگان به حج سکر – تا این اواخر تو کف دختر بودن یا پسر بودنش مونده بودم ! راهیان خلیل – اولین وبلاگی که بعد ازعمره ی دانشجویی پسرها دیدم . بشیر – خیلی شبیه من می نویسه ، هنوز عمره دانشجویی نرفته! همشهری جوان – دوستی که گهگاهی ما رو قابل می دونست وسر میزد . دیدار محمد – تا در وبلاگش نظر نمی دادم ، نظر نمیداد ! ورودی 84 – از بس وبلاگش دیر بالا میومد ،چندان سعادت نظر دادن رو پیدا نکردم ! اپسیلون ارابه ران – ای کاش بیشتر میشناختمش ... مداد رنگی – آخرین دوست وبلاگی ام !
و ازآقای حسین نژاد که اجازه ی انتشار عکسهای خود را در وبلاگم دادند ، باز هم ممنونم . ان شالله روزی برسد که بتوانم لطف همه ی دوستان خوبم را جبران کنم . خیلی از دوستان ، در مورد طولانی بودن مطالب هر پست به من تذکراتی دادند . من هم این نکته را میدانم ولی چون کمال گرایی را به هر چیز ترجیح داده ام و به خاطر اینکه نکته ای را از قلم نیندازم، مجبور هستم همه چیز را بدون حذف یا تغییر بنویسم .
و اما امروز شاید پایان این جشنواره بهانه ی برای شروعی نو و تولد دوباره ی وبلاگم باشد . راستش قصد داشتم بعد از جشنواره ، کل وبلاگ را به یک سرویس دهنده ی دیگر انتقال دهم ولی فعلا و بنا به دلایلی از این کار صرف نظر میکنم . وحرف آخر اینکه باور کنید هیچ چیز لذت بخش تر از این نیست که کسی به من بگوید از نکات و مطالب وبلاگ شما استفاده کردم . و به امید روزی که همه مان نفس کشیدن در هوای پاک حرم مکه و مدینه را تجربه کنیم . ان شالله که چنین باشد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 23:5 توسط بهناز
|
|
||